|
مولای من تو طلیعه نوری ! برگی از قرآن ، فرشته ای والاتر از فرشتگان مقرب الهی كه جایگاهش را زمین خدا نهاده اند. یوسفی دیگر، كه اگر یوسف را تنها زلیخایی عاشق بود تو را دنیایی مشتاقند. تو چشمه ای از محبتی كه سیرابی از تو نشاید. قطعه ای از بهشت كه اگر هست همه بازتابی از نور تواند و روشنی نباشد، مگر آن كه تو از پشت كوههای بلند انتظار بیرون آیی. آقای من، عزیز من در انتظار تو ماندن، همه را به تنگ آورده و لحظه دیدارت رؤیایی بزرگ شده است. یارانت به تیغ جاهلیت كافران گرفتار گشته اند و در خموشی غروب دلتنگ و طولانی ات سخت غمینند. هرشب جمعه به همراهت رو به درگاه معبودشان دست به دعا برمی دارند كه ای یكتای بی همتا، تو عنایتی بنما و آن دلداده را به دلدار رسان، كه اگر بر شكستن است سنگ صبور دل نیز شكست. اكنون كه قلم برداشته ایم و برای تو می نویسیم. باید بگویم كه دلهایمان برای جواب پراز محبت تو سخت می تپد كه... " اگر سیلی زند لیلی درمیان آن همه مردم مرا، دل من خوش داردش." اللهّم عجل لوليک الفرج
ولادت آقا امام زمان مبارک نوشته شده توسط هانیه در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 7:8 | لینک ثابت
سلام دوستان.اینم از آپ امروزم.
برای آپ کردن باید بگم طبق نظر سنجی که گرفته شد مبنی بر اینکه من آپای به روز
داشته باشم با جدیدترین اخباری که میتونم بزارم یا اینکه هفته ای یا هر 15 روز یه بار آپ کنم با
اخبار تقریبا تکراری ولی با عکس مث اینکه هر دوتاشو خواستید یعنی هم عکس
و هم اخبار جدید .من همه ی تلاشمو برای شما دوستان گلم میکنم ولی
از اونجایی که به خاطر مشغله ای که دارم و معمولا از شنبه ها تا سه شنبه بیشتر روز رو کلاس میرم
نمیتونم زیاد اینترنت بیام و تقریبا به روز باشم بنا بر این اگر شد هفته ای یه بار(بستگی به وقتم داره)آپ میکنم
و اگر اخبار جدیدی بود زودتر براتون میزارم و اعلام میکنم
درباره عکس هم حتما اگر عکس جدیدی بود فورا براتون میزارم
تو ماه رمضون قول 90%میدم که عکسای خوابزده رو براتون بزارم
شما دوستای گلم میتونید عکسها و یا کاغذ دیواری که دارید به ایمیلم ارسال کنید یا آپلودشو بزارید
حتما میزارم
و در ضمن اینکه لطف کنید و نظر یادتون نره.ممنون
---------------------------------
شبکه یک حس خوب ماوراء
شبکه یک سیما که سال گذشته با سزیال اغمای سیروس مقدم جنجال و بحث بر انگیز شده بود امسال هم خط این جنجال ها را به دست همان کارگردان سپرده است ضمن این که یک سر این تسبیح به دست علیرضا افخمی کارگردان او یک فرشته بود است که خودش پایه گذار جنجالی چنین سریال هایی در تلوزیون شده بود.حالا افخمی با نگارش سریال خوابزده سعی کرده سبک خودش را در ماه رمضان به نمایش بگذارد مهران رسام هم تهیه کنندگی این سریال را به عهده دارد و قصه ی علیرضا افخمی را که در فضایی جدی در جهنم میگذرد روی آنتن میفرستد قرار است بخش عمده ای از قصه در دکور برزخ و دوزخ اتفاق بیفتد و همین اتفاق سبب شده که علاوه بر کنار هم قرار گرفتن افخمی و سیروس مقدم که نوروز امسال هم با پیامک از دیار باقی توانستند شبکه یک را در مرتبه دوم از نظر مخاطبان با اختلاف کمی از شبکه سه قرار دهند.استفاده از دکور مورد نیاز که با جلوه های ویژه میتواند یک کار خوب از آب در آید این سریال را بسیار دیدنی خواهد کرداما حضور بازیگرانی چون پوریا پورسرخ.مهراوه شریفی نیا افسانه بایگان و فرامرز قریبیان برگ برنده دیگر این سریال خواهد بود.پوریا پورپرسرخ که سال های پیش هم شاهد بازی او در سریال های مناسبتی رمضان بودیم در اولین تجربه اش با سیروس مقدم با گریمی متفاوت ظاهر شده و نقش پسر خانواده را به عهده دارد .هم اکنون عوامل خوابزده در تهران میباشند و مشغول ادامه فیلمبرداری در تهران هستند.
گفتگوی رضا کاظمی با پرویز شهبازی (کارگردان عیار14)و
نفس عمیق برایم احترام آورد
پرویز شهبازی کم و گزیده و باوسواس حرف می زند. پرسشگر خامی که من باشم بیشتر از پاسخگوی رند و دانایی که او باشد حرف زده ام. به همین دلیل با یک گفتگو با فرمت پرسش و پاسخ متعارف روبرو نیستید. بیشتر یک جور بازخوانی و مرور سریع و فشرده فیلم در یک نگاه دوباره بعد از این چند سال است.در هر حال افتخار و فرصت مغتنم و موجزی بود. *** نفس عمیق، شگرد روایتی یا به بیان عام تر فرم نو و چشمگیری داشت که چه در زمان خودش و چه حالا از امتیاز های فیلم بود/است. این فرم در مرحله نگارش فیلمنامه شکل گرفت یا در جریان فیلمبرداری یا روی تدوین؟ یا همه اینها؟ این فرم در آخرین باز نویسی های فیلمنامه بود که در آمد. یعنی شکل گرفت . ولی اگر به ترانزیشن پاره ای صحنه ها دقت کنید متوجه می شوید که کمپوزیسیون برای پلان ِ فینال آن صحنه ها با ملاحظه ی صحنه ی بعد بسته شده است و پلان طوری طراحی شده است تا به لحاظ شکلی و مفهومی به هنگام ادیتینگ اغتشاش رخ ندهد. فیلمنامه، فیلمبرداری ،تدوین ،صداگذاری و لابراتوار همه در شکل گیری این فرم دخالت دارند. در لابراتوار یکی از پلان ها به در خواست خودم سرو ته گذاشته شده است. یکی از امتیازهای نفس عمیق، دوری از توضیح دادن ها و نشان دادن هاست. همان چیزی که در هنر آوانگارد به مفهوم خلاء و امر غایب تعبیر می شود.برای مثال اگر گفتگوی تاریخی و مهم کیارستمی و ژان لوک نانسی را خوانده باشید چندین بار بر اهمیت نشان ندادن و شریک کردن مخاطب در شکل گیری نهایی اثر تاکید می شود. این نشان ندادنها و خساست در خرج اطلاعات برای تماشاگر عمدی بود یا در تدوین شکل گرفت؟ پرهیز از دراز نفسی را من از نویسندگان معاصر امریکایی یاد گرفته ام؛ از همینگ وی و اعقابش. آن ها می گویند less is more پیش از نمایش فیلم تان در جشنواره و اگر اشتباه نکنم احتمالا در جریان تولید آن خبرهایی منتشر شده بود که پرویز شهبازی در حال ساختن فیلمی درباره جوانها و ایدز است یا چنین فیلمی ساخته است. جایی از فیلم هم این کلمه را خیلی گذرا و بی تاکید( و البته با تلفظی اشتباه که حتما عمدی بوده و خیلی شیرین درآمده ) می شنویم.دوست دارید در این باره چیزی بگویید؟ نظر شخصی ام این است که حذف چنین علتی (چه خودخواسته یا برای رعایت ممیزی) هم یکی از حذفهای درخشان فیلم است. شکل کنونی فیلم به دلیل نامشخص بودن انگیزه های شکل گیری همراهی و کنتراست میان مرگ / زندگی یا نهیلیزم /آنارشیزم به ترتیب در دو شخصیت کامران/ منصور هر بیننده را بر اساس برداشت خودش با فیلم همراه می کند و نه بر اساس یک پیش زمینه تحمیل شده. من نشنیدم آن خبر ها را. خبر ها را جدی نگیرید. تا به حال یک خبر درست و حسابی از خودم نشنیده ام. کامران ناراحتی های فکری دارد. اما مگر سانسور با ایدز هم کار دارد؟ چرا با اینکه نفس عمیق ،سرشار از مرگ است و با همه تلخی اش، وقتی می خواهیم به ذهن بیاوریمش نه به یاد آن همه حجم تلخ مرگ که به یاد شیطنت ها و جوانسری های فیلم می افتیم؟ انگار زندگی بیش از مرگ در فیلم جریان دارد؟شاید هم آن پایان بندی چنین اثری دارد. شاید چون فیلم به لحاظ concept بالانس است. کاراکتر کامران در فیلم اثر گذار است. او death mask است. مرگ برای انسان ناروا است. آیتماتوف می گفت غم بزرگ انسان این است که می داند روزی می میرد. حضور دو کاراکتر در مقابلِ کامران – با تایمینگ حساب شده - فیلم را به لحاظ مفهومی متعادل کرده است. و پایان فیلم ؟از آغاز چنین پایانی در نظرتان بود؟حضورتان جلوی دوربین و آن جمله درخشان: شما برین اینجا وانیسین برید... هنوز که هنوز است جادویی است. من که خودم داستان نویس هستم و به ابهام و عدم قطعیت در روایت خیلی اهمیت می دهم نظر شخصی ام این است که در این جور وقتها خود خالق اثر هم دقیقا نمی داند پایان داستانش چیست؟ این پایان باز با پایان های باز مرسوم که از شگردهای روایت مدرن( و نه پست مدرن) است فرق می کند. حضور مولف متن و گفتگو با کاراکترهایش و اعمال اثر در روایت، ساختارشکنانه و پست مدرنیستی است. هرچند احتمال می دهم بار منفی ای که از پست مدرن در ایران ساخته اند شاید شما را با این نگاه مخالف کند. ولی ساختار زدایی اثر و تحلیل آن از اراده خالق اثر فراتر است و فکر میکنم پایان فیلم برای شما هم مثل تماشاگرانتان همچنان رازآمیز و بی پاسخ مانده باشد. این پایان بندی به من کمک می کند تا از دو منظر بیننده را با فیلم وارد جدال کنم. اول با ابعاد fatalistic که مطلقا وجه داستان پردازانه دارد. بعد اتصالی و بلا واسطه با داستان ( مردن در آبِ پشت سد ) . و بعد در لایه ی عمیق تر و مهم تر ابعاد optimistic که از بیرون به پیکره ی فیلم وارد شده است. و فکر کردم هرکس دیگری این جمله به بیان شما جادویی را به کاراکتر هایم بگوید و اساسا وارد گفت و گو با آن ها شود،اگر از خود متن بیاید باعث خلاف غرض در منظر اولیه فیلم و اگر از خارجِ متن بیاید و نو ظهور باشد – حتا به شکل نریشن - موجد مدلول های سمبلیک و نا خواسته می شود. نمونه این پایان بندی های فرامدرن را در سینمای ایران کم داریم . خیلی کم.( شاید دو یا سه مورد) شاخصترینشان را در طعم گیلاس کیارستمی به یاد می آورم. بدیعی در قبر خوابیده منتظریم ببینیم چه می شود. کیارستمی هم پاسخی ندارد. او هم مثل ما در روایت خودش سرگردان شده. چون او هم مثل ما تجربه ای از مرگ ندارد.یکدفعه تصویری ویدیویی روی پرده می آید و انچه که می دانید... آیا حتی ناخودآگاهانه از آن پایان بندی بی نظیر تاثیر نگرفتید؟ اگر بگویید نه من تعجب نمی کنم چون این همسانی های ناخودآگاهانه در دنیای آفرینشگر هنر امری کاملا عادی است. و برایتان جالب نیست که هم کیارستمی و هم شما آنجا که اندوه و تلخی مرگ قهرمانان روایت تان- که هم شما و هم من تماشاگر خیلی دوستشان داریم- همچون آواری بر سرمان فرود می آید به جای سرسپردن به یک پایان بندی تراژدیک با استفاده از نفوذتان در متن، رویا و هاله ای از هستی و امید را به قهرمانانتان هدیه می دهید. دلتان نمی آید از دست بروند درحالی که می دانیم از دست رفته اند. دانستن اینکه بدیعی در طعم گیلاس می میرد یا نه کمترین ارزشی ندارد. واقعا بحث دل آمدن و یا دل نیامدن نیست. مسأله این است که گفتنش cheap است. تو فرصت داری بعد از این آسمان ریسمان بافتن ها درک جدید عرضه کنی. نوع فیلم سازی از جنس طعم گیلاس گفتن قصه ی حسین کرد شبستری نیست. عروسی کرد یا نکرد. مرد یا نمرد. مراد ارایه ی ادراکات جدید و احساسات جدید از زندگی است. خانمی بعد از پنج سال از من می پرسید بالاخره منصور و آیدا مردند یا نه؟ حالا پس از چند سال که به گذشته نگاه می کنیدنفس عمیق را چگونه می بینید؟ برای خودتان فیلم مهمی است؟ نفس عمیق برای من به عنوان فیلمساز احترام آورد. فکر میکنید چرا فیلم با یک اقبال عمومی روبرو شد. هم از جانب نخبه ترین منتقدان و هم از طرف جوانترها ؟ منتقدان و آدم های تیز فهم تحویل اش گرفتند. اقبال عمومی نداشت. حمام تماشاگر نگرفتیم. اگر امکان و همه شرایطش فراهم باشد که این فیلم را روزی دوباره بسازید آیا تغییری در آن می دهید؟ پلانی را که آیدا بر می گردد تا از منصور جلو خوابگاه نوار بگیرد تکرار می کردم چون دو ثانیه معطلی در بازی آیدا هست و علتش این است که منصور دیالوگش را دیر می گوید. - داری کمی بهم پول بدی؟ آن بچه ها امروز کجا هستند؟ منصور را که کمابیش می دانیم. از سعید امینی و مریم پالیزبان خبری دارید؟ هرگز نخواستند بازیگر حرفه ای شوند؟ پیشنهادی برای بازیگری داشتند؟ مریم از چند کارگردان مهم پیشنهاد داشت که قبول نکرد. او اینک در برلین ادامه تحصیل می دهد. از سعید واقعا بی خبرم. منصور هم که صدا بردار شده است. با دیدن نسخه جشنواره ای به آهستگی که شما فیلمنامه اش را نوشته بودید این گمان برای من تقویت شد که شما به کارگیری شگردهای تازه روایتی را به روایت خطی و سرراست یک داستان ترجیح می دهید که البته خود من این رویکرد را خیلی دوست دارم. در نسخه اولیه به آهستگی روایت از دانای کل مطلق به یک دانای کل محدود تغییر کرده بود و این با گوهره فیلم هماهنگی داشت. نواری که از دل خاک پیدا می شود. تناقض هایی که درباره شخصیت آن استاد دانشگاه در حرفهای آن چند جوان و در روایت زن می بینیم. چه قدر از اینها مال شما بود و نظرتان درباره آن نسخه و نسخه روایت خطی فیلم که پس از جشنواره تهیه شد چیست؟دوست داشتید آن فیلم را شما بسازید؟ جدا از تعارف و رودربایستی به نظرم کارگردان آن فیلمنامه درخشان را هدر داده بود. نظر شما چیست؟آن عشق افلاطونی که مورد نظر شما بود اصلا در فیلم نبود. فیلمنامه چیستی جویانه و راز آمیز فلسفی شما به فیلمی اجتماعی نبدیل شده بود. فیلم که در جشنواره نمایش داده شد گروهی روایت پیچیده ی فیلم را نپسندیدند. مازیار با من در میان گذاشت و فیلم را خطی کرد. مازیار میری فیلم را خوب ساخته بود . هنوز آن مزه ی فلسفی در فیلم هست. می شود در باره ی مفهوم فارقلیط هم در این فیلم حرف زد. ترجیح می دهید فیلمتان را در پاییز یا زمستان بسازید؟ عکسهای منتشر شده از عیار 14 که لبریز از برف بود. تا به حال که همه در چنین شرایطی ساخته شده اند. اما باید صبر کرد. من خیلی کم فیلم ساخته ام. کمی از عیار 14 برایمان می گویید؟ گفتید که شاید دوستداران نفس عمیق را راضی نکند. آنجا هم با شکل تازه ای از روایت روبروییم یا روایت خطی است؟ گاهی روایت به نفع درام تغییر می کند. نفس عمیقی ها پرویز شهبازی را دوباره خواهند دید. اما به هر حال بعد از نمایش عیار14 من به خوبی فیلم آخرم هستم. و حضور کیارستمی و پلان پایانی آخرین فیلمتان. دوست دارید در این باره چیزی بگویید. از تجربه در کنار کیارستمی بودن. یک brand- new از استاد که مانند نگینی با ارزش در پایان فیلم می درخشد. پزتیو را که از لابراتوار گرفتیم و دیدیم، خدمتشان زنگ زدم. پرسیدند خوب شده؟ مصرعی از عنصری آمدم: چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار با فروتنی گفتند: شرایط خوب بود. ماهنامه سینما و ادبیات-آدم برفی ها نوشته شده توسط هانیه در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 7:1 | لینک ثابت
پشت صحنه وفا(به در خواست موج سوار عزیز)
اي کاش مي توانستم نشان دهم
، I wish l could make you.
که تا کجا دوستت دارم
. Understand how l love you
هميشه در جستجو هستم
، l am always seeking but
اما نميتوانم راهي بيابم
... cannot find a way….
به آن آني در تو عاشقم
، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم
that only have descovered
آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد
، the you_ which is beyond the
و تحسين مي کند
. you of the world that is
آني که تنها وتنها از آن من است
. admired and known by others
آني که هرگز رنگ نمي بازد
، a you which is eapecially min
آني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرم
. Which cannot evto love
----------------------------------------------------------
پشت صحنه پسران آجری
![]() ![]() ------------------------------------------------
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني، در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد. من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي کوچک، برايش يک خاطره باشد. او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است. اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد. همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم... تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛ ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي... مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي... يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود. روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين من و تو،... هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد... -------------------------------
ساعت شنی
![]() ![]() کاغذ دیواری
![]()
نوشته شده توسط هانیه در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 6:57 | لینک ثابت |
|
![]() من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم تمام هستی ام یک قلب پاک است که آن را زیر پایت میگذارم ایمیل های آقای پوریاپورسرخ p_poorsorkh@yahoo.com poria_4@yahoo.com فهرست اصلی صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ نوشته های پیشین هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 آرشیو موضوعی پورسرخی ها رزا جون مروارید جون باهره جون مهسا جون عسل جون آرزو جون رعنا جون فرنوش جون مریم جون آوا جون مینو جون الهام جون نسیم جون کلیپ های موبایل هکر الواتر مجله الکترونیکی رز سرخ آنونس؛عکس؛مشخصات؛فیلم های سینمای امروز فرشته هاي جذاب کیمی خوشگله شاهنامه-تاریخ ایران هنرمندان زیبا به تو که زیباترینی می گویم گهی خوش گهی غم بازیگران ایرانی هر عکسی که تو بخوای تبلیغات رایگان شما *๑๑*•.¸¸.•**دلنوشته بیصدا** •.¸¸.•*๑ ๑* کلوپ هواداران موزیک و رپ فارسی عکس مطالب جالب ودانلود هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی جیر جیرک قالب ساز the biology group اصلاح گران سینمای ایران عاشقانه روز سیاه(گمشده) یا صاحب الزمان کانون هواداران الناز شاکر دوست فریبرز امام عصر دانلود بکن حالشو ببر كامران (نجف زاده) تمام پیوندها طراح قالب ![]() | ||||