تبليغاتX
وبلاگ آقای پوریا پورسرخ
 
«مصائب دوشیزه» اولین فیلم بلند مسعود اطیابی در مقام كارگردان است. او كه تا پیش از این به عنوان تهیه كننده در سینمای ایران فعالیت می كرد این بار به عنوان كارگردان به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
«مصائب دوشیزه» اولین فیلم بلند مسعود اطیابی در مقام كارگردان است. او كه تا پیش از این به عنوان تهیه كننده در سینمای ایران فعالیت می كرد این بار به عنوان كارگردان به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
وی در ابتدا درباره شخصیت های ارمنی فیلم و عدم داشتن لهجه اظهار داشت: كاراكترهای ما مسیحی هستند و با ارامنه فرق دارند. اگر لهجه می گذاشتیم باید در خانه هم ارمنی صحبت می كردند. وی در ادامه افزود: این فیلم اولین ساخته بلند من است و از اینكه غلامرضا موسوی حاضر به تهیه این فیلم شد از او تشكر می كنم.تمامی نقص های فیلم حاصل نگاه من است و اگر شما می بینید كه ریتم قصه كند است، من بر این مسأله تأكید داشتم. این در شرایطی است كه من از تدوینگر می خواستم نماها را خرد كند و در عین حال ریتم سرعت پیدا نكند. در حالی كه این دو مسأله در تناقض هستند ما در این فیلم ۱۰۶۰ برش داشتیم اما كندی ریتم را حفظ كردیم. اطیابی درباره تغییر فعالیت خود نیز اضافه كرد: مدیریت تولیددر سینما من را نسبت به حرفه های دیگر بیشتر راضی می كند و حرفه ای است كه آن را بسیار دوست دارم.وی گفت: من این حرفه را هم در ایران و هم خارج از ایران تجربه كردم و معتقدم در ایران كار بسیار سختی است. كارگردانی هم دغدغه من بود و آن را ادامه خواهم داد و برنامه هایی برایش دارم. وی در انتها درباره نوع صداگذاری فیلم گفت: اصرار زیادی داشتم كه صدای محیطی (آمبیانس) فیلم به شدت پایین بیاید. حتی در صحنه بازیگر فیلم تلاش داشت حس گریه به خود بگیرد كه من مانع این كار شدم.
● «مصائب دوشیزه» فیلمی پیچیده و غریب
فیلم «مصائب دوشیزه» ساخته «سید مسعود اطیابی» بیان داستان زندگی یك دوشیزه مسیحی در آستانه ازدواج است. او به سبب نذر پدر و مادر خود در شب های محرم نام فاطمه را در شناسنامه خود ثبت شده دارد.فیلم مصائب دوشیزه بر خلاف ظاهر خود، فیلمی پیچیده و غریب است.این فیلم تلاش كرده است تا پیوند بین ایرانیان اعم از اقلیت های مذهبی و مسلمانان را نشان دهد اما در این مسیر مجبور به استفاده از نشانه هایی شده است كه به كارگیری بی دقت آنها موجب اهانت به سالكان و معتقدان به مذاهب ابراهیمی می شود.در نمایی از این فیلم كه اوج بیان عرفانی فیلم است، یك مجروح شیمیایی ایرانی نشان داده می شود كه مسیحی است و روح او به صومعه مسیحیان پرمی كشد تا عكس مسیح را ببیند و همانگونه كه مسیح مردگان را زنده می كند تقدس موجود در فضای كلیسا و دیدن عكس مسیح موجب بازگشت روح این مجروح و زنده شدن مجدد او شود.این صحنه هر چند بسیار اثر گذار است اما هنگامی كه متوجه باشیم این اتفاقات در خودروی اورژانس تهران در حالی كه به دلیل ترافیك حاصل از عزاداری امام حسین (ع) قادر به حركت نیست رخ داده است، معنایی دیگرگون می یابد.با این وجود در ساختار اصلی فیلمنامه، نقش اصلی فیلم یعنی دختر مسیحی برخلاف آموزه های كتاب مقدس قادر به اعتراف و قبول مكافات عمل خود نیست، در حالی كه خود را مسیحی دوآتیشه می داند.او به قتل نفس با اتومبیل خود دست زده است، از سوی دیگر نامزد دختر متوفی، كه مسلمان است كتاب مقدس را حفظ كرده و دستورات آن را انجام می دهد و قصد بخشش قاتل نامزد خود را دارد.مصائب دوشیزه یك فیلم حقیقی است كه یكی از موضوع های مهم جاری در جامعه ایران یعنی پیوند بین اقلیت های مذهبی و مسلمانان را به بوته نقد كشیده است.

------------------------------------------------

شب اول : مرور مصائب
مصائب دوشیزه ؛ سید مسعود اطیابی

ارتباط مسلمانان و ارمنی‌ها در ایران از دیرباز ارتباطی تنگاتنگ بوده است ، به خصوص مراسم مذهبی محرم و عاشورا برای برخی از ارمنی‌های ایرانی مطابق اعتقادات خودشان، نوعی نگاهی دوباره به مصلوب كردن مسیح بوده است و همچنین برخی از مسلمان حتی اعتقادی را كه مسیحیان در باره علت به صلیب كشیدن مسیح دارند را ، كه زجر او را نوعی كفاره گناهان پیروان خودش می‌دانند ، در باره امام سوم شیعیان و یارانش نیز به همینگونه اندیشه می‌كنند ،‌ این مطلب در بیتی از شعر معروف قاآنی در باره واقعه كربلا كه در كتاب همشهری هم پنجشنبه گذشته دوباره نشر شده بود ، چنین آمده :
خنجر برید حنجر او را نكرد شرم؟ كرد، از چه پس برید؟ نپذیرفت ازو قضا بهر چه ؟ بهر آنكه شود خلق را شفیع شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بكا
كه البته تكرار آن را هم به نوعی در فیلمنامه " روز واقعه " بهرام بیضایی به صورتی دیگر شاهد هستیم.فیلم مصائب دوشیزه هم بر همین مبنا ، ارتباط بین دختری ارمنی و پسری مسلمان را بهانه قرار داده ، تا به این مسائل حاشیه‌ای تا متن بیشتر بپردازد.سست بودن داستان فیلم ،‌ بازیهای نچندان دلچسب بازیگران ، كارگردانی سردستی و ... فیلم هیچكدام به پای عقیده‌ای كه كارگردان فیلم اشاعه می‌دهد ، نمی‌رسد.تصویب چنین فیلمنامه‌ای ، حضور او در اولین روز جشنواره ‌كه به ایام عاشورا نیز نزدیك است و شركت دادنش در بخش " سودای سیمرغ " خود بیانگر خیلی حرفهاست ، در مقابل فیلم دیدار را از خاطر نبرده‌ام كه به خاطر طرح چنین مسائلی سالیان سال در محاق توقیف بود و سرآخر هم در زمانی اندك به اكران درآمد.كارگردان فیلم هم در جایی اشاره كرده بود كه فیلم به نوعی گفتگوی بین ادیان را مطرح می‌كند ، البته گفتگو در كافی‌شاپ بین دختری ارمنی و پسری تازه نامزد از دست داده كه سرآخر فیلم گفتگویشان به جایی نمی‌رسد ،‌ چرا كه خیالات باطل پسر مسلمان كه به جای زهرای از دست داده در تصادف ،عوضش در این گفتگوی بین ادیان ‍‍ژانت ( فاطمه )‌ را یافته خیالی عبث است و دختر دل به آندره عزیزش دارد و بس ، خصوصا وقتی كه معلوم شد ، قاتل زهرا ، ژانت نیست و از وجدان‌دردی خلاصی یافت.تماشاگران ایران دیگر آنقدر حرفه‌ای شده‌اند كه درست در جایی كه ‍ژانت به خاطر همان درد وجدان به بیمارستان می‌رود و می‌فهمد زهرا بر اثر تصادف مرده ، با خش و خش چیپس مزمز زیر دهان و بلند به بغل دستی‌اش بگوید ، اشتباه می‌كنه این اونی نیست كه دختره بهش زده كه البته فیلمنامه‌نویس فكر كرده بود ، این گره‌ی كور و اساسی را هیچكسی نمی‌تواند باز كند ، جز خودش كه یكساعت بعد از این جریان از میان كلاه معجزه‌گرش بیرون می‌آورد و تماشاگران را انگشت به دهان می‌گذارد.راستی تازه دیشب متوجه شدم جایگزین مناسب ترق ترق تخمه آفتاب‌گردان و ‍ژاپنی در سینماهای دهه شصت ما شده است خش‌خش آزار دهند چیپس و پفك و زرورق هات‌داگ و ... خوش به حال بوفه‌داران سینما!
اتوبوس شب ؛ كیومرث پوراحمد حضور كارگردان فیلم در سینما آفریقا نشانه دغدغه اوست برای درك بازتاب اثر تازه‌اش كه با دیگر كارهای او تفاوتی اساسی دارد: فاصله‌ی بین سینمای تجاری نوك برجی تا سینمای اتوبوس شبی كه با همان بی‌رنگی فیلم ، یكی از عوامل پس‌زدگی تماشاگران رنگپرست ایرانی در ابتدای به ساكن است ، موضوعی در ارتباط با وقایعی كه جامعه كنونی چندان سعی در به خاطر آوردن آن ندارد و حتی سیاستهایی سعی در زدودن خاطرات تلخ آن سالها داشته و دارد و چهره‌های غم‌زده ایرانی‌ها و هیكل‌های درشت و بی‌رحم عراقی‌ها و داستانی غمناك و... همه دست در دست هم ، به احتمال قوی تنها خاطره‌ای از این اثر در ارتباط با جنگ برای پوراحمد و چند دست‌اندركاری كه به احتمال به سیمرغان سودایی دست پیدا می‌كنند یا نامزدش می‌شوند به جا خواهد گذاشت و سهم سود مادی و كمك به چرخ اقتصاد صنعت سینما به عهده همان فیلم‌های نوك برجی می‌رسد.با این حال معترفم هنگام بازگشت به خانه نیمی از نیمه شب گذشته و بعد از دیدن فیلم ،‌ با شنیدن تصنیف زیبای استاد شجریان و یاد ایام رهی معیری از رادیو پیام ، خاطرات دوستان و آشنایان بسیاری كه در جنگ حضور داشتند و اكنون دیگر فقط نامی از آنها باقی مانده برای آدرس پرسیدن شهروندان محترم بر مبنای آنها بر خیابانها و كوچه‌های شهر ، بغض در گلو و اشك در چشم هم‌آوا شدم و حال و هوایی دیگر یافتم.این برای پوراحمد بس نیست كه دیگرانی را كه دیگر خاطره‌هایشان از آن دلاوران غبار روزمرگی گرفته را لحظه‌ای به خودشان بیاورد و هوای بهشت‌زهرا و قطعه‌ی یادگاران ماندگار را بكنند؟ البته فیلم خالی از نیش و كنایه نیز نبود و به خصوص كلام معروفی كه امروز و در اوج منازعات سیاسی بین ایران و آمریكا و ... از زبان سیاسمتداران هر دو سو زیاد می‌شنویم و این بار از زبان شیرین راننده اتوبوس حامل اسیران عراقی و به ظاهر در اوج جنگ ایران و عراق و از دل پوراحمد كه : مردم كه با هم جنگ ندارند این دولتها هستند كه به جان هم می‌افتند.راننده اتوبوسی ، كه نقش به یاد ماندنی از خسرو شكیبایی به جا می‌گذارد، خود معلول جنگ است و دلش خوش به اینكه كلامی هر چند كوچك از رادیوی عراق از زبان پسر اسیرش بشنود.بازی مهرداد صدیقیان بسیار متفاوت بود از بازیش در فیلم عصرجمعه ، و در هر دو فیلم مسلط و روان بازی كرده است.محمدرضا فروتن هم فقط خاطرات بازيهاي گذشته‌اش او را در فيلم جا انداخته است.كار سخت فیلمبردار و هدایت ماهرانه كارگردان در فیلم به خوبی به چشم می‌خورد ، فضاسازی كار شگفت بود و در میان فیلم‌هایی كه در باره جنگ ساخته شده‌اند ، حتی با بودجه میلیاردی مثل دوئل ، می‌تواند جزو بهترین‌ها باشد و سال‌ها در ذهن تماشاگرانش باقی بماند

---------------------------------
نه باورم نمیشه کرد
نه باورم نمیشه کرد
تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا
از تو نیومد خبری
چشای من خشک شد به در
حالا کی بی وفاتر
بال و پرش دادم ولی...
دیگه واسم نمی پره
اینو بدون
دستای من
گرمی دستتاتو میخواد
تو رو به عشقمون قسم
اون روزا رو یادت بیار


حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه
گریه نکن که دیگه دستمون بهم نمی رسه
تو رو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو
چرا خوشی به من نیامده؟؟؟
بهش بگین سراغش و از کس و نا کس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
اخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
میگن یکی تو قلبش
جونمو اتیش می زنه
فقط خدا ازت میخوام
دستی به دستش بزنم
جز ارزوی دیدنش هیچ ارزویی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگردی به دیار کلبه مون
تا دوباره سر و سامون بگیره

ببخش اگه قسمت نشد
توی چشات نگاه کنم
یا
سر رو شونت بذارم
اسم تو رو صدا کنم
تو هم منو بذار برو
اما بدون رسمش نبود
جز تو اخه کی و دارم؟؟؟؟؟؟
اون که نخواست پیشم باشی
باید خودش صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو
جواب قلبمو بده........

حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه
گریه نکن که دیگه دستمون بهم نمی رسه
تو رو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو
چرا خوشی به من نیامده؟؟؟
بهش بگین سراغش و از کس و نا کس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
اخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
میگن یکی تو قلبش
جونمو اتیش می زنه
فقط خدا ازت میخوام
دستی به دستش بزنم
جز ارزوی دیدنش هیچ ارزویی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگردی به دیار کلبه مون
تا دوباره سر و سامون بگیره
 
این شعرو یکی از دوستای عزیییییییز داده که من خییییییییلیییییی دوسش دارم
نمیدونستم میخواد اسمشو بگم یا نه واسه همین اسمشو نمیگم
------------------------------------------------
 عکس از ساعت شنی

--------------------------------------
دوستت دارم
اگر قرار باشد روزي به تو برسم

انتظار آسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است

اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود

اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

لطفا فوتم نکن؛مي خواهم در سينه ي تو تمام شوم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببينم خيال رفتن داري .

زندگيم مي سوزد اگر بفهمم روزي از من دل گير شده اي

اما بدان دوستت دارم

از پشت اين همه فاصله

از پشت اين همه حرف

دوستت دارم
.
 

-----------------------------------------------------------

این یه عکسم از روز سوم

 

ای واییییییییییییی خدایا مردم من آخه بچه ها بهتون قول داده بودم که یه تیکه ساعت شنی رو بزارم

واییییییییییی سرم درد گرفت اصلا واسه من آپلودش خیییلی طول میکشه

 

ولی بازم سعیمو میکنم گفتم که من سرعتم خیلی پایینه ساعت ۴ صبح بلند شدم اپ کنم شاید

سرعتش بهتر شه ولی نشد که نشد

به هر حال ببخشید به خدا خیلی سعی کردم ایشالله تو اپای بعدی جبران میکنم

نوشته شده توسط هانیه در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 18:12 | لینک ثابت |

سلام دوستای گلم خوبید؟
اینم از آپ امروز امیدوارم که خوشتون بیاد
فقط جون من نظر یادتون نره
 
 
 
پخش "ساعت شنی" بخاطر ایستادگی مدیر وقت گروه فیلم شبکه یک و تلاش کارگردان است

ایراسان- این فیلمساز و نویسنده تلویزیون درباره مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" به خبرنگار مهر گفت: "به نظرم تولید مجموعه جسارت می‌خواهد و مسلماً فیلمساز انرژی زیادی برای آن گذاشته است. بنابراین باید مورد حمایت قرار بگیرد. در حال حاضر شاهدیم که فیلمسازان در تلویزیون کمتر سراغ موضوعات نو می‌روند و هر کس جای پای فیلمسازی دیگر می‌گذارد."

وی در ادامه افزود: "همه سراغ موضوعات ملودرام تجربه شده می‌روند تا کمتر خطر کنند. به نظرم ساخت مجموعه "ساعت شنی" جای تقدیر و تشکر دارد و اگر در پرداخت برخی کاراکترها یک مقدار اغراق شده، قابل اغماض است و به خاطر دست گذاشتن روی چنین موضوعی جای حمایت کردن دارد."

کارگردان فیلم تلویزیونی "وقت اضافه" گفت: "مجموعه "ساعت شنی" ضعف اجرایی ندارد و باعث شده سطح کیفی سریال‌سازی در تلویزیون بالاتر برود. دو عامل باعث موفقیت مجموعه شده؛ یکی ایستادگی مهدی فرجی مدیر وقت گروه فیلم و سریال شبکه یک و دیگر تلاش کارگردان. بهرام بهرامیان برای این پروژه زحمت زیاد کشید و بعد از فرجی برای این مجموعه ایستاد."

خوشبخت در پایان گفت: "بهرامیان در مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" از کلیشه‌های رایج تلویزیون فاصله گرفته و تجربه جدیدی کسب کرده و مردم هم استقبال خوبی از مجموعه کرده‌اند. رحم جایگزین موضوعی است که در جامعه ما موجود دارد و پرداختن به آن برای مردم هم جذابیت دارد."

 
 
 
--------------------------------------------------------
 
 
نشست نقد و بررسی سریال ساعت شنی با رویکرد ناباروری و رحم جایگزین
تهران - خبرگزاری تهران: پژوهشکده ابن‌سینا به منظور پرداختن به ابعاد جایگاه رحم جایگزین در درمان ناباروری با رویکرد پزشکی، فقهی- حقوقی، جامعه‌شناختی و روان‌شناختی مبادرت به نقد و بررسی سریال ساعت شنی در اسفند سال جاری خواهد کرد.

 
به گزارش روز پنج شنبه گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" و به نقل از روابط عمومی پژوهشکده فن‌آوری‌های نوین علوم پزشکی جهاد دانشگاهی - ابن‌سینا، نظر به پخش سریال ساعت شنی از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی و استفاده از موضوع ناباروری و رحم جایگزین به عنوان یکی از روش‌های درمان ناباروری، پژوهشکده ابن‌سینا ضمن تقدیر و تشکر از دست‌اندرکاران سریال ساعت شنی و با توجه به اهمیت صدا و سیما در تغییر نگرش صحیح مردم نسبت به استفاده از تکنولوژی کمک باروری در درمان ناباروری (ART)، طی نشستی با حضور اعضای هیئت علمی پژوهشکده ابن‌سینا، دست‌اندرکاران و مسئولین محترم به ابعاد مختلف جایگاه رحم جایگزین در درمان ناباروری، و وجود بعضی از کاستی‌ها در سریال ساعت شنی خواهند پرداخت.
 
 
 
 
-------------------------------------------------------------
 

‏مسئولان هول نشوند!!

به چالش کشیدن مسائل وموضوعاتی که کمتردرجامعه ما به آن پرداخت شده است وعبوراز خط قرمزها ازمقوله هایی ‏است که کمترکسی توان وشجاعت پرداختن به آن را دارد. مجموعه "ساعت شنی" با پرداختن به بخش هایی ازاجتماع ‏که ازتیررس هنرمندان درچند ساله گذشته دورمانده است دریچه ای جدید را درتاریخ مجموعه سازی تلویزیون دربعد ‏ازانقلاب بوجود آورد. اعتیاد، مسائل زنان نازا وفروش یا اجاره رحم هایی برای بارداری، رشوه، فساد اخلاقی، ‏مشکلات ومسائل زنان روسپی و... ازمسائلی است که دراین مجموعه به آن پرداخته شده است. درواقع کارگردان اثربا ‏چند داستان موازی که درمجموعه روی می دهد تمامی این مسائل را برای مخاطب بازگو می کند. پخش چنین مجموعه ‏ای ازتلویزیون به نوعی ریسک در سیما محسوب می شد اما به هر صورت پخش این سریالبه پایان رسید. نکته ‏دیگردرباره پخش این سریال تمهیدی بود که مدیرپخش شبکه برای آن اندیشیده بود وآن پخش یک شب درمیان مجموعه ‏بود. این اتفاق تاثیر بسزایی دردیده شدن سریال توسط مخاطبان داشت وخیلی زود مخاطب درگیروپی گیرمجموعه شد. ‏پس پخش قسمتهای اولیه مجموعه وبسط وگسترش داستان وشخصیت ها متفاوت بودن وبا جسارت بودن مجموعه کم کم ‏برای همگان روشن شد. با این اتفاق زمزمه منتقدان وگروه هایی که هیچ تخصصی دراین زمینه نداشتند بلند شد. ابتدا و ‏در اولین اظهار نظر دکتر الهام سخنگوی دولت در صحن علنی مجلس لب به اعتراض درمورد این سریال گشود و این ‏سریال را به سست کردن بنیان خانواده ها و نشان دادن چهره ای زشت وموهن از زن ایرانی متهم کرد. ‏

‏‏


پس از اعتراض دکتر الهام که بعد از اعتراض شفاهی به صورت مکتوب به کمیسیون فرهنگی مجلس ارجاع شد. نوبت ‏به شایعه ای رسید که سریع درشهرپیچید و آن توقیف سریال بود. رئیس سازمان صداوسیما در گفت و گویی بر ادامه ‏پخش سریال تأکید کرد، ولی برخی انتقادات رسانه ای و نامه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) خطاب به معاونت ‏صدا و سیما موجب شد، تا هنگام پخش قسمت بعدی سریال نشستی با عنوان "نقد و بررسی سریال ساعت شنی از ابعاد ‏روان شناختی، پزشکی و جامعه شناختی" با حضور امیدوار رضایی[برادر محسن رضایی!] رئیس کمیسیون بهداشت ‏مجلس و رضا پورحسین [مدیر شبکه 4 که از وی به عنوان روانشناس نام برده شد] پخش شود. در ابتدای این دیدار نیز ‏مجری برنامه، پیشاپیش نتیجه گیری کرد پرداختن به آسیب های اجتماعی در رسانه ملی نه تنها ضرر نخواهد داشت ‏بلکه آموزنده است!‏

ولی این اتفاق فقط به شایعه مذکور قوت بیشتری بخشید. پس ازگذشت چند روز و در نوبت پخش بعدی سریال یعنی شنبه ‏شب قسمت بعدی به روی آنتن رفت و عزت ا... ضرغامی رییس سازمان همه شایعات را تکذیب کرد. چند قسمت دیگر ‏از مجموعه طی روزهای متوالی به روی آنتن رفت و اوضاع کمی آرام گرفت. اما این فضای آرام با نامه اعتراض ‏آمیزشورای نظارت سازمان صدا وسیما به کلی بهم ریخت. درواقع این بارعواملی از درون سازمان به مخالفت با ‏مجموعه پرداختند که جای بس شگفتی دارد زیرا هرمجموعه ای قبل از پخش از فیلتر شورای نظارت سازمان عبورمی ‏کند !! ‏

عزت ا... ضرغامی بعد ازمطلع شدن از این اعتراض موضع رسمی و جوابیه ای صادر نکرد و همچنان سکوت ‏اختیارکرد. انتقادهای دنباله‌دار از مجموعه تلویزیونی ساعت شنی و برخی برنامه‌های رادیو جوان سرانجام به مجلس ‏نیز سرایت کرد.‏‎ ‎رئیس سازمان صداوسیما که در طول یک ماه گذشته، از ساعت شنی دفاع کرده است، نیز همراه با ‏معاون پارلمانی سازمان، رئیس شبکه‌ 2 و کارگردان سریال در کمیسیون فرهنگی مجلس حاضر شد و به پرسش‌های ‏نمایندگان در باره این سریال و نیز برخی بحث‌های فرهنگی-هنری دیگر، پاسخ گفت. در این جلسه 2 ساعته، ضرغامی ‏تمام نقدها و نظرهای نمایندگان مجلس را گوش داده، بعضی را قبول کرده، برخی را وارد ندانسته، حرف‌هایش را زده و ‏سرانجام، بی‌نتیجه خاصی به جام جم بازگشت.‏


در حالی که چند روز پیش از نشست مجلس، در جلسه قبلی هیأت دولت، محمود احمدی‌نژاد از‎ ‎ابوالحسن فقیه رئیس ‏سازمان بهزیستی به دلیل دفاع مطلقش از این مجموعه در برنامه "ساعت شنی، یک بررسی" و متهم کردن منتقدان ‏ساعت شنی[تولید مشترک سازمان بهزیستی و سازمان صداوسیما]به نگاه‌ های شخصی و سیاسی، به شدت انتقاد کرده ‏بود.‏

به هر روی با شروع ماه محرم و پخش اعلامیه ای مبنی بر کاهش دفعات پخش سریال "ساعت شنی" از سه شب درهفته ‏به یک شب درهفته مشخص شد که ریاست سازمان صدا و سیما با وجود دفاع مکررش از هدف و نیت تولیدکنندگان آن ‏در برابر انتقادهای شتاب زده؛ کمی تا قسمتی مرعوب جناج تندروتر از خویش شده و ترجیح داده تا به جای قطع پخش ‏سریال و کاهش از حساسیت های برخی عناصر از دفعات پخش آن بکاهد. برخی صاحب نظران و منتقدان نیز معتقدند ‏اگرسازمان بطورکامل پخش مجموعه را متوقف می کرد شاید دیگرهیچ گاه ادامه سریال به روی آنتن نمی رفت. به ‏هرحال باید منتظرماند تا ایام محرم به اتمام برسد. درحال حاضر اوضاع و شرایط متشنجی گریبان گیر این مجموعه ‏اندکی آرام شده است. اما چنین به نظر می رسد که حاشیه سازی ها حول و حوش یکی از قوی ترین سریال های ‏تلویزیون در سال های اخیر این نگرانی را در بین برنامه سازان خلاق تلویزیون پدید می آورد که حساسیت های بیش از ‏اندازه، روند سریال سازی در تلویزیون را بیش از اندازه منفعل کند

 

--------------------------

حالا من میخوام بگم که واقعا قباحت داره نمیدونم به این صدا و سیما چی بگم نمیتونند ببینند که این مشکلات واقعا تو جامعه وجود داره و خودشونو زدن به کوری و کری فکر میکنند ما یه جامعه داریم که اصلا این مشکلات خدای نکرده توش نیست فکر میکنند همه باید یا فیلمای عاشقانه بسازند یا فیلمای جنگی که مثلا به قول خودشون با فرهنگ جامعه هماهنگ بشه همین کارا رو میکنند که مردم سراغ ماهواره و این جور چیزا میرند تا دیدن یه فیلمی رو مردم خوششون اومده سریع میخوان جلوشو بگیرند فکر میکنند مردم از همه جا بی خبرند و از این مشکلات بی اطلاع واقعا که متاسفم

من از همینجا به کارگردان  تهیه کننده و تمامی دست اندر درکاران سریال ساعت شنی خسته نباشید میگم و ممنونم به خاطر این جسارتشون و بازم میگم واقعا خسته نباشید که گل کاشتید

 
 
 
---------------------------------------------------
عکس پوریاپورسرخ در ساعت شنی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
------------------------------------------------------------
اینم چند تا کاغذ دیواری از پوریاپورسرخ
 
 
 
 
 
 
 
این پوستر آخریم که ماله وبلاگه حمید گرافیکه
 ولی دو تای اولو خودم طراحی کردم
 
----------------------------------------------
این یه دونه عکسم واسه نقد شکرانه هست میخواستم زودتر
بزارم ولی یادم میرفت شرمنده دیر شد
 
 
---------------------------------------------------------------
اینم چند تا عکس از مصائب دوشیزه به در خواست دوست خوبم مریم
میدونم تکراریه ولی خوب دیگه درخواست شده
 
 

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

سينماي ايران | مصائب دوشيزه

 --------------------------------------
 
 
 
 
 ...1386/11/08 [22:00] مجموعه ساعت شنی قسمت آخر
60 دقیقه - شبکه یک


۲...1386/11/06 [22:00] مجموعه ساعت شنی قسمت ۱۶
69 دقیقه - شبکه یک


۳...1386/10/30 [22:10] مجموعه ساعت شنی قسمت ۱۵
71 دقیقه - شبکه یک


۴...1386/10/22 [22:10] مجموعه ساعت شنی قسمت ۱۴
66 دقیقه - شبکه یک


۵...1386/10/18 [22:35] یک بررسی مجموعه ساعت شنی
32 دقیقه - شبکه یک


۶...1386/10/15 [22:30] مجموعه ساعت شنی قسمت ۱۳
66 دقیقه - شبکه یک


۷...1386/10/10 [22:00] مجموعه ساعت شنی قسمت ۱۱
42 دقیقه - شبکه یک

۸...1386/10/08 [22:25] یک بررسی نقد سریال ساعت شنی
57 دقیقه - شبکه یک

۹...1386/10/05 [22:15] مجموعه ساعت شنی قسمت دهم
43 دقیقه - شبکه یک

۱۰..1386/10/03 [22:00] مجموعه ساعت شنی قسمت نهم
42 دقیقه - شبکه یک 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط هانیه در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 15:51 | لینک ثابت |

  پخش مجموعه ساعت شني، باعث شده بازتاب‌هاي شديدي در پي داشته باشد و در اين وادي هر از گاهي شايعاتي مبني بر توقيف اين مجموعه بر سر زبان‌ها بيفتد كه در اين مورد در شماره گذشته به‌طور كامل برايتان نوشتيم، اما چيزي كه در اين بين مشخص است اين كه رياست سازمان، عزت‌ا... ضرغامي حمايت خود را از پخش اين مجموعه اعلام داشت و مقابل تمامي انتقادها ايستاد تا جايي كه با توليد چند ميزگرد و دعوت از كارشناسان و مسولان از اين مجموعه حمايت كرد كه بايد آن را به فال نيك گرفت.ضرغامي نشان داد كه استراتژي كه تلويزيون به دنبالش است به دنبال رويكردهاي جديد مي‌باشد و خط‌مشي او، دكترين رسانه‌اي پيامبر اعظم(ص) است كه مي‌فرمايند: «مومن آينه مومن است». كه جا دارد از مسئولان سازمان و در راس آن دكتر ضرغامي تقدير و تشكر كرد كه به دنبال اطلاع‌رساني براي خانواده‌هاي ايراني مي‌باشند...شكري تهيه‌كننده ساعت شني مي‌گويد: به شخصه از دكتر ضرغامي تشكر مي‌كنم كه مقابل فشارها براي توقيف اين مجموعه ايستادگي كرد تا جايي كه در كنفرانس خبري خود گفت: نگرش ما بر اساس ساختن برنامه‌هايي تاثير‌گذار براي مردم است. شكري مي‌گويد: پخش اين مجموعه احتياج به يك شجاعت مبتني بر تشخيص درست بود كه رييس سازمان داشت كه وي اجازه داد اين مجموعه پخش شود و اين نشان از تفكر باز ايشان نسبت به مسايل اجتماعي موجود در جامعه دارد...
    
    سانسور نكرديم


    من هم قبول دارم كه انتقاد بايد باشد، اگر از كاري انتقاد شود، اين معني را مي‌دهد كه آن اثر را قشرهاي مختلف جامعه مي‌بينند. ما انتظار نداريم كه همه از ساعت شني تعريف كنند، تهيه‌كننده ساعت شني در پاسخ به اين پرسش كه آيا ساعت شني سانسور شده است، مي‌گويد: «به هيچ عنوان سانسور نكرديم و تمامي اين بحث‌ها، شايعه است، ما تنها ديالوگ‌ها را تغيير داديم و آن هم نسبت به حجم بالاي مجموعه بسيار كم است. به ما گفتند در بعضي از سكانس‌ها بهتر است ديالوگ‌ها تغيير پيدا كند و ما هم، همين كار را كرديم، اما سانسور در كار نبود.شكري در ادامه مي‌گويد: ابتدا قرار بود اين مجموعه يك شب در ميان برگزار شود كه به‌خاطر آغاز ماه محرم و سوگواري مردم، تصميم بر اين شد كه فعلا اين مجموعه شنبه‌ها روي آنتن برود.تهيه‌كننده ساعت شني مي‌گويد: به هر حال بايد قبول كرد، يك مجموعه مانند ساعت شني كه بعضي از واقعيات جامعه را بيان مي‌كند، بايد بازتاب‌هايي را هم به دنبال داشته باشد.
    كارگردان نظر نمي‌دهد
    روزي كه براي تهيه گزارش از اين مجموعه به محل تدوين اين مجموعه رفتم، متوجه شدم كه نمي‌توان از بهرام بهراميان كارگردان جوان اين مجموعه حرف گرفت، چرا كه او حاضر نيست به هيچ عنوان در مورد سريال صحبت كند، البته گفتگو‌هايي رد و بدل شد كه به رسم امانت پيش خود نگه داشتيم، آن هم زماني كه ضبط‌صوت خاموش بود، اما آنچه كه متوجه شديم، اين بود كه براي بهراميان تنها نظر مردم مهم است و خوشحال است كه سريالش اين چنين مورد استقبال قرار گرفت. البته بهراميان هم اعتراف كرد كه بعضي از ديالوگ‌ها تغيير كرد و صداگذاري دوباره‌اي روي مجموعه انجام شد، البته بسيار و اندك... به ‌هر حال سازمان به عنوان نهادي كه اين مجموعه را توليد كرد و آن را خريده است، اين حق را دارد كه تغييراتي در اين مجموعه بدهد، اما تا همين حد و هيچ سكانسي از ساعت شني حذف نشده است...
    ساعت شني مشكل پخش ندارد
    يك مقام آگاه در سازمان صدا و سيما كه دوست نداشت نامش فاش شود در اين‌باره به ما گفت: مجموعه ساعت شني به هيچ عنوان مشكل پخش ندارد، وي در ادامه افزود: البته بايد اشاره داشت كه در يك جامعه اسلامي انتظار و توقع اين است كه ما هيچ ناهنجاري اجتماعي نداشته باشيم و هيچ كسي هم از آسيب‌هاي اجتماعي دچار ضرر و زيان نشود. اما زندگي معاصر با توجه به هجمه‌اي كه از سوي دستگاه، تكنولوژي و... به بشر شد، بخشي از اين آسيب‌هاي اجتماعي اجتناب‌ناپذير است كه ناخودآگاه دامنگير جامعه ما هم مي‌شود. حال بايد ديد تمام افراد خانواده با توجه به پايبندي چه به جهت باورهاي ديني وباورهاي ايراني اگر خانواده‌هاي ايراني از همه اين چيزها مطلع باشند بهتر است يا نه؟اين مقام آگاه در ادامه گفت: ما بايد در رسانه يك الگو و سرمشق داشته باشيم و براساس آن تكليفمان بايد مشخص شود كه البته فكر كنم اين‌گونه است... رسالت رسانه‌اي ما هم بايد براساس اين سخن گوهربار باشد يعني ما آينه جامعه‌مان هستيم، ما در آينه چه مي‌بينيم؟ ما در آينه تمام خوبي‌ها، بدي‌ها، تلخي‌ها و شيريني‌ها و فراز و نشيب‌ها را مي‌بينيم، طبيعي است كه اگر بخواهيم به عنوان رسانه، آينه جامعه‌مان باشيم، در واقع موظفيم بسياري از تلخي‌هاي جامعه و آسيب‌هايي كه بسياري از آنان خانمان‌برانداز است را به اطلاع مردم برسانيم، اما خيلي ظريف، علمي و البته جذاب كه تصور مي‌كنم در سريال ساعت شني چنين اتفاقي افتاد...
    
    اطلاع‌رساني بايد باشد
    زماني يك سري از رسانه‌هاي نوشتاري، در رابطه با دختران فراري مي‌نوشتند، شايد در همان زمان، انتقادهايي شد، اما اطلاع‌رساني خوبي در آن مقطع بود... با بيش از 90 درصد از دختران فراري كه با آنان گفتگو شد، آنان بر اين باور بودند كه اگر مي‌دانستند بعد از فرار از خانه چه اتفاقي برايشان مي‌افتد و در چه دامي مي‌افتند، هرگز اين كار را نمي‌كرديم... اين‌گونه اتفاقات، در قالب داستان و سرگذشت در تعدادي از نشريات به چاپ رسيد كه البته آن هم به نوبه خود بازتاب‌هاي شديدي را به دنبال داشت. اما بعدها ديديد كه بر همان مبنا مجموعه «دوران سركشي» هم از تلويزيون پخش شد.
    
    به سود جامعه
    اين مقام آگاه بر اين باور است كه تمامي اين آسيب‌ها بايد دقيق و حساب شده نشان داده شود.وي در مورد اين‌كه چرا نبايد افراد زير 16 سال اين مجموعه را ببينند، گفت اين فيلم به نوبه خود كار جديدي در حيطه برنامه‌سازي بود و مي‌خواستيم به نوعي فرهنگ‌سازي كنيم و گروه‌هاي سني را به ديدن برنامه‌هاي مربوط به خودشان عادت دهيم.اين مقام آگاه گفت: اگر بتوانيم اين نكات تاريك جامعه را با چنين زباني به خانواده‌هاي ايراني منتقل كنيم، نه تنها ضرر ندارد بلكه به نفع جامعه هم مي‌باشد...
    
    خيلي‌ها بر اين باورند كه در اين مجموعه نبايد اين چنين به بحث رحم‌هاي جايگزين اشاره داشت و اما اين منبع آگاه نظر ديگري دارد... «اين مجموعه تنها به زوج‌هايي كه بچه‌دار نمي‌شوند، نمي‌پردازد اگر به بطن داستان توجه كنيد، مي‌بينيد كه در ساعت شني به موضوعاتي چون دختر فراري، اعتياد و همچنين آدم‌هايي كه جوانان ايراني را به ورطه نابودي مي‌كشاند سر و كار داريم.چه ايرادي دارد جواناني كه نسل آينده را مي‌سازند با چنين موضوعاتي آشنا شوند و زودتر به پيشگيري آن بپردازند تا بعدها مجبور نشوند به دنبال درمان بروند.از اين منبع آگاه مي‌پرسيم، اما عده‌اي عقيده دارند كه اين مجموعه به نكات تاريك جامعه مي‌پردازد، نظر شما چيست كه وي در پاسخ مي‌گويد: شما يك جعبه سيب را در نظر بگيريد كه يكي از سيب‌هاي آن فاسد و خراب است، اگر آن سيب را از جعبه بيرون نياوري، پس از مدتي تمامي سيب‌ها را فاسد خواهد كرد. به نظر شما وظيفه ماست كه اين سيب را شناسايي كنيم و از جعبه در بياوريم يا نه؟ اصلا به روي خودمان نياوريم كه سيب خرابي در آن جعبه قرار دارد. اين‌كه در مورد مسئله‌اي علم داشته باشيم و اطلاع‌رساني كنيم، مسلما بهتر است وي در پايان مي‌گويد: وارد شدن به اين مقوله يك شجاعتي مي‌خواهد كه مديران سازمان، اين شجاعت را علي‌رغم همه صحبت‌هايي كه ممكن است حول اين محور باشد، از خود نشان دادند و به نظر من در پله اول بسيار خوب عمل كردند، اين طبيعي است كه در گام اول دچارمشكلاتي خواهيم شد، اما مهم اين است كه پله اول را درست بسازيم، به نظر من مهم اين است كه اين داستان گفته شد. اين مقام آگاه گفت: در جريان آدم‌‌كشي افرادي چون بيجه و خفاش شب، اگر اطلاع‌رساني صورت نمي‌گرفت و مسئولان اين موضوع را به روي خود نمي‌آوردند بهتر بود، يا اين‌كه مردم را آگاه كرديم تا مراقب خود باشند و اين قضيه را در كنترل خود درآورند.

-----------------------------------------------------


گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 گالری عکس ساعت شنی گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنیگالری عکس ساعت شنی
 
گالری عکس ساعت شنی

 

 ----------------------------------------

بچه ها میدونید این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یادتونه تو سینمای امروز مصاحبه با لطیفی بود بعد آخرش یه صحنه پوریا رو نشون داد؟ این همونه

روش کلیک کنید واسه دانلود

پورسرخ در سینمای امروز

 

نوشته شده توسط هانیه در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 22:31 | لینک ثابت |

مصاحبه با پوریا پور سرخ در مجله سلامت<تکراری>

گپي با پوريا پورسرخ از لبنان تا تاجيکستان

سيگار
نمي‌کشم حتي در فيلم!


روزبه زعفراني
«در تاجيکستان به ما مي‌گفتند شما نمي‌ميريد اين قدر برنج مي‌خوريد؟ و ما با خودمان مي‌گفتيم چقدر کار ما براي سلامت بدنمان مضر است. تا اينکه يک روز يک تاجيکي ما را براي خوردن آش دعوت کرد. تقريبا شبيه همان آشي بود که ما مي‌پختيم ولي به همان اندازه که آش ما آب دارد، آش آنها روغن دارد.»
اين جملات را پوريا پورسرخ مي‌گويد و من در جوابش مي‌گويم پس به اصطلاح آشي برايتان پخته بودند که يک وجب روي آن روغن بود؟ پورسرخ مي‌خندد و مي‌گويد: «من بيمارگونه شکمو هستم ولي سبد غذايي ما ارزش غذايي چنداني ندارد و طرز پخت غذاهاي ما تا حدود زيادي ارزش آن را از بين مي‌برد. ما غذاها را به شدت سرخ مي‌کنيم. مي‌گويند کدو خاصيت چربي‌سوزي دارد ولي ما چنان کدو را سرخ مي‌کنيم که پر از چربي‌ مي‌شود و خاصيتش را از دست مي‌دهد.»
پوريا پورسرخ دانشجوي دکتراي فيزيولوژي گياهي است، پس بي‌دليل نيست که از خواص کدو بگويد. اگرچه پورسرخ مي‌گويد کدوي سرخ شده خاصيت ندارد، اما گفتگوي ما با او پر از خاصيت بود.

سلامت : اگرچه جغرافيا را با تک‌ماده قبول شديد اما اولين سريالتان را در لبنان بازي کرديد و در آخرين سريالتان هم سر از تاجيکستان درآورديد، مقصد بعدي که کره ماه نيست؟
راستش اين است که من آدم خوش اقبالي هستم. حضور جدي من در عالم هنر با سريال وفا آغاز شد. به اعتقاد من، پشت صحنه فيلم، خود را در کار نشان مي‌دهد. سريال وفا آن قدر پشت صحنه دلچسبي داشت که هيچ‌گاه آن را فراموش نخواهم کرد. پس از سريال وفا اتفاقاتي مانند نامزد شدن من در جشنواره فجر افتاد. به همين دليل همه به من گفتند که ديگر به تلويزيون برنگرد. در اين مدت در 70 تا 80 درصد کارهايي که ساخته شده است، به من پيشنهاد بازي داده‌اند ولي فرصت بازي در آنها را نداشتم. هنوز هم تصميمي براي کار بعدي ندارم.
سلامت : پوريا پورسرخ به چيزي وفادار است؟
من آدم قدرشناسي هستم و سعي مي‌کنم به کساني که به من لطف کرده‌اند، احترام بگذارم و هيچ‌گاه محبت آنها را فراموش نکنم.
سلامت : به طور معمول در فيلم‌هايتان نقش آدم‌هاي مثبت و عاشق پيشه را بازي کرده‌ايد؟
اصلا اين جور نيست. من بعد از بازي در سريال وفا، نقش پنجم سريال آقاي لطيفي را بازي کردم که هيچ کس در آن مقطع حاضر نبود چنين کاري انجام دهد. خيلي پيشنهادهاي خوب براي نقش‌هاي عاشق پيشه داشتم اما من نقش بچه تخس سريال صاحبدلان را بازي کردم و بعد از آن در فيلم روز سوم، نقش يک جنوبي پرهياهو و شر را بازي کردم.
سلامت : شما بيشتر شبيه کدام يک از اين نقش‌ها هستيد؟
استادان بازيگري مي‌گويند، هميشه وقتي مي‌خواهي در يک نقش بازي کني، مي‌گردي و وجه مشترک خود را با آن نقش پيدا مي‌کني و سپس آن را تقويت مي‌کني. بعضي وقت‌ها وقتي به خودم نگاه مي‌کنم، مي‌بينم که خيلي به رضا در روز سوم شبيه هستم. از طرف ديگر، خصوصيات مشترک زيادي با ژوبين دارم يا سعي مي‌کنم خصوصيات مشترک خودم و حامد را تقويت کنم. البته دارم درباره کارهايي صحبت مي‌کنم که فيلمنامه و کارگردان اين فضا را ايجاد مي‌کند که به تحليل بپردازي.
سلامت : شما هم در مقطع دکتري فيزيولوژي گياهي درس مي‌خوانيد و هم به بازيگري که کار بسيار وقت‌گيري است، مي‌پردازيد. اين موضوع براي شما مشکلي ايجاد نمي‌کند؟
الان به هيچکدام از کارهايم نمي‌رسم. من به جرات مي‌گويم که يکي از بهترين طراحان فضاي سبز در ايران و دبي بودم و خيلي کارهاي به روزي انجام مي‌دادم. ولي الان دو سال است که هيچ کاري در اين زمينه انجام نداده‌ام و فکر مي‌کنم يادم رفته است. من ليسانس خود را سه ساله و فوق‌ليسانس را دو ساله گرفتم. روزي که به سربازي رفتم، سن من به ليسانس مي‌خورد اما فوق ليسانس داشتم.
سلامت : نمي‌ترسيد سنتان را از روي اين نشانه‌هايي که گفتيد حدس بزنند؟ در هيچ مصاحبه‌اي سن‌تان را نگفته‌ايد.
من متولد 4/4/1356 هستم. از اينکه سنم را بگويم ترسي ندارم چون آنقدر خوش تيپ هستم که ساليان سال بتوانم نقش‌هاي جوان را بازي کنم.
سلامت : چطور پذيرفتيد که در «شکرانه» بازي کنيد؟
آقاي سهراب‌پور به من پيشنهاد بازي در اين سريال را دادند و من گفتم که فيلمنامه را چه کسي نوشته است؟ گفتند دکتر کريمي. بي‌تعارف بگويم، دکتر کريمي يکي از فيلمنامه‌نويسان مورد علاقه من است و اولين فيلمي را که در آن بازي کرده بودم، دکتر کريمي نوشته بود.
سلامت : پسران آجري؟
بله. چون ديدم که کار داراي گروه خوب و مسلطي بود، بازي در آن را قبول کردم و حالا که کار مورد قبول قرار گرفته است،‌ خوشحالم که در اين کار بازي کردم. بعد از روز سوم تصميم داشتم که کمتر کار کنم تا اينکه کار شکرانه پيش آمد و چون گروهي در آن دخيل بود که همه آنها را دوست داشتم. به همين خاطر ديدم که نمي‌توانم در اين سريال بازي نکنم. اعتقاد شخصي دارم که وقتي فرد به گروهي که در آن بازي مي‌کند نظر مثبت داشته باشد، به کار انرژي مثبت مي‌دهد.
سلامت : کار در تاجيکستان چگونه بود؟ به طور معمول، افراد از‌ آنجا خاطره‌هاي خوبي دارند، شما چطور؟
تاجيکستان، زماني در قلمرو خاک ايران بوده است و ما داراي فرهنگ مشترک با آنها هستيم. تاجيک‌ها به مشاهيري مانند بوعلي‌سينا، ابوريحان و ... افتخار مي‌کنند. همان طور که ما به اين افراد علاقه‌مند هستيم. تاجيک‌ها خيلي بيشتر از ما به شعر و فرهنگ قديمي خود علاقه دارند. بايد چند بار ديگر به تاجيکستان سفر کنم چون کشوري دوست داشتني با مردمي مهمان‌نواز و زحمتکش است.
سلامت : در زندگي‌ات به دنبال چه هستي؟
به دنبال اينکه هر کاري را به درستي انجام دهم.
سلامت : يکي از نکات مثبت شکرانه اين است که آدم‌ها را سياه يا سفيد مطلق نشان نمي‌دهد بلکه شخصيت‌هاي فيلم خاکستري هستند.
آره، دقيقا. همين موضوع را در يک نقد منصفانه نيز نوشته بودند. در اين نقد نوشته شده بود که ما آدم بدهاي فيلم‌هاي خود را افراد پول‌دار به تصوير مي‌کشيم. من با خودم فکر مي‌کردم آيا پول واقعا به خودي خود بد است. آيا بدون سرمايه مي‌توان يک دارو توليد کرد. شکرانه را دوست دارم چون نشان مي‌دهد که فرد در يک خانواده پول‌دار مي‌تواند آدم خوب يا بدي باشد.
سلامت : شما هم دنيا و آدم‌ها را خاکستري مي‌بينيد؟
همين‌طور است. به شدت به اين ديدگاه معتقدم. بستگي به زاويه ديد ما دارد که ما چطور آدم‌ها را ببينم. به همين دليل است که نقش حامد را دوست دارم چون يک آدم خاکستري است.
سلامت : ويژگي مثبت شما چيست؟
به شدت انتقاد‌پذير هستم. همه نقدهايي را که درباره من مي‌نويسند، مي‌خوانم تا بتوانم نقص‌هاي خود را جبران کنم. به عبارت ديگر، از دشمني ديگران به نفع خودم استفاده مي‌کنم.
سلامت : قبلا کيوکوشين کار بوديد و ورزش مي‌کرديد. اين ورزش چقدر در موفقيت کاريتان تاثير داشته است؟
من قبلا تنيس، کيوکوشين و ايروبيک کار مي‌کردم. به طور کلي به ورزش خيلي علاقه دارم و بعد از همين مصاحبه به باشگاه مي‌روم.
سلامت : آقاي پورسرخ برايم خيلي جالب است، در هيچ‌کدام از فيلم‌ها و سريال‌هاي که بازي کرده‌ايد، نديده‌ام که سيگار بکشيد، آيا مساله اتفاقي است يا دليل خاصي دارد؟.
اين حرف کاملا غيرحرفه‌اي است که من مي‌گويم. در يکي از فيلم‌ها به من گفتند که بايد در اين سکانس سيگار بکشي ولي من قبول نکردم. گفتم در فيلمنامه قرار نبوده که من سيگار بکشم و اگر هم قرار بود سيگار بکشم، من خواهش مي‌کردم که سيگار نکشم. من از روز اول با خودم عهد کرده‌ام که در هيچ فيلمي سيگار نکشم و اين را در هفته‌نامه شما هم اعلام مي‌کنم تا نتوانم زير آن بزنم. امکان ندارد من سيگار به دست بگيرم و نقش معتاد هم بازي نخواهم کرد.
سلامت : چرا چنين تصميمي گرفتيد؟
من به عنوان بازيگر، وظيفه اجتماعي هم برعهده دارم که بايد به آن عمل کنم. اگر قرار است يک نفر هم در اثر ديدن سيگار کشيدن من، سيگاري شود،‌ هرگز در فيلم‌هايم سيگار نخواهم کشيد.
سلامت : نمي‌ترسيد به دنبال اعلام اين تصميم، بعضي از نقش‌ها را از دست بدهيد؟
براي من مهم نيست که بعضي از نقش‌ها را به اين دليل از دست بدهم.
سلامت : پوريا پورسرخ را چقدر دوست داريد؟
هر کسي خودش را خيلي دوست دارد. من هم خودم را خيلي دوست دارم. کلا بچه باحالي هستم.
سلامت : چه ويژگي‌هايي داريد که اين قدر خود را دوست داريد؟
بامعرفت هستم. حسود نيستم. يکي از دلايلي که خدا به من عنايت ويژه دارد و باعث مي‌شود که راه‌هاي طولاني را سريع طي کنم، اين است که کاري به کار ديگران ندارم و از موفقيت همه خوشحال مي‌شوم. من دوست دارم هميشه همکارانم موفق باشند و از پيشرفت آنها خشنود مي‌شوم. هيچ‌کس نمي‌تواند جاي ديگران را پر کند.
سلامت : چقدر به سلامت خودتان اهميت مي‌دهيد؟
خيلي زياد. آن‌قدر زياد که خيلي از دوستانم مي‌گويند «بابا ديگه بسه.»
سلامت : پس حسابي آدم «جان‌دوستي» هستيد. حالا براي حفظ سلامت خودتان چه کارهايي مي‌کنيد؟
ورزش را که گفتم، علاوه بر آن سعي مي‌کنم کمتر چاي سياه بخورم ولي چاي سبز را خيلي دوست دارم.  سعي مي‌کنم غذاهاي سالم بخورم. از روغن جامد استفاده نمي‌کنم. من براي بولتن وزارت کشاورزي، مطالب تغذيه و کشاورزي مي‌نوشتم و از جوان‌ترين دبيران سرويس اين نشريه بودم. به همين خاطر تا حدودي با اصول زندگي سالم آشنا هستم.
سلامت : براي حفظ سلامت خود، رژيم غذايي خاصي را رعايت مي‌کنيد؟
پيش از اينکه وارد عرصه بازيگري شوم، قسم مي‌خورم که وزن من طي پنج سال فقط يک يا دو کيلو بالا و پايين مي‌شد و به تغذيه خود اهميت زيادي مي‌دادم.
متاسفانه در حال حاضر نمي‌توانم خيلي رژيم غذايي دلخواهم را رعايت کنم. چلوکباب سينما معروف است و بسيار هم مضر است چون ميزان فراواني چربي دارد و اگر هم درخواست کنيم که برايمان غذاي رژيمي بياورند، برنج چلوکباب را نمي‌آورند و اسم آن را رژيمي مي‌گذارند در صورتي که مشکل طبخ غذا و محتويات آن است.
سلامت : در فيلم روز سوم، از امروزتان تنومندتر بوديد. آيا کار خاصي انجام داده بوديد؟
من براي بازي در فيلم روز سوم، هفت، هشت کيلو به وزنم اضافه کردم. باشگاه مي‌رفتم و بدن‌سازي مي‌کردم تا رضا «نقش پوريا پورسرخ در روز سوم» استيل داشته باشد. چون پيش از جنگ، رضا در گمرک باربر بوده است. البته چند منتقد نوشتند که پورسرخ اين کار را کرده تا شبيه رمبو بازي کند.
سلامت : بيشتر به غذاهاي گياهي علاقه داريد يا گوشتي؟
به همه نوع غذا علاقه دارم. قورمه‌سبزي و خورشت‌هاي شمالي که داراي سبزي زياد هستند را دوست دارم. اما وقتي مشغول بازي در فيلم و سريال هستم، کنترل وزن و تغذيه خيلي سخت است.
سلامت : يک پيام براي پوريا پورسرخ؟
خيلي باحالي داداش (مي‌خندد).
سلامت : چرا اين‌قدر از خود متشکري؟
شوخي کردم. هميشه به خودم مي‌گويم بايد صبر و تحملم را بالا ببرم.
سلامت : چه چيزي اعصابت را خراب مي‌کند؟
غيبت و حسادت.
سلامت : آخرين باري را که به دکتر رفتيد، به ياد داريد؟
همين ديشب بود. من حالم بد شد و من را پيش دکتر نعمتي بردند. برخورد اين دکتر آن‌قدر خوب بود که من با خودم مي‌گفتم اگر قرار است آدم بعد از مريضي با چنين فرد خوبي آشنا شود، من حاضرم هر شب مريض شوم. وقتي پيش اين آقاي دکتر بودم خيلي به من خوش گذشت.
سلامت : آقاي پورسرخ، يک لطيفه برايمان تعريف کنيد که بيانگر حال و روز شما باشد؟
در يک مجلس ختم، چند نفر بالاي سر مرده در حال گريه و زاري بودند ناگهان فرد مرده زنده مي‌شود همه مي‌ترسند و فرار مي‌کنند در اين ميان يکي داد مي‌زند نترسيد، فرار نکنيد، با بيل کشتمش. بعضي‌ وقت‌ها من دقيقا اين‌جوري هستم و فکر مي‌کنم در حال انجام کار فوق‌العاده‌اي هستم، در صورتي که مشغول خرابکاري‌ام.
سلامت : يک مثال از اين خرابکاري‌ها بزنيد؟
بعضي‌وقت‌ها به خيال خودم وقتي کاري را انجام مي‌دهم خيال مي‌کنم الان همه به من مي‌گويند، آفرين، تو چه آدمي هستي، بايد به تو جايزه داد ولي در نهايت مي‌بينم که همه مي‌گويند خراب کردي!
سلامت : اگر دست شما بود، در چه دروازه‌اي را مي‌بستيد؟
دهن مردم را.
سلامت : اينکه غيرممکن است.
ولي من پشتکار خيلي خوبي دارم. من سعي مي‌کنم ضعف‌هايم را با پشتکار جبران کنم.
سلامت : تيتري براي اين گفتگو بگوييد؟
بچه‌ها مواظب باشيد.
سلامت : مواظب چه چيزي؟
مواظب سلامت خود و آدم‌هاي اطرافتان باشيد و اينکه کسي را با بيل نکشيد

سلامت : سپاسگزارم
 
-------------------------------پوریاپورسرخ درBlue File

هنوز - Blue File
یک فیلم مستند سینمایی با سوژه جنگ است.






به گزارش خبرنگار «هنوز» پوریا پورسرخ نقش کوتاهی در این فیلم مستند بر عهده گرفته است.

جالب است بدانید؛ دلیل انتخاب پورسرخ تشابه چهره او به برادر کارگردان این فیلم می باشد که در اصل یکی از سوژه های این مستند است.

شایان ذکر است؛ چندی پیش پورسرخ تحت تأثیر نقدهای تند علیه سریال شکرانه اعلام کرد که تا مدتی در قاب تلویزیون ظاهر نخواهد شد.

 
 
 
نوشته شده توسط هانیه در سه شنبه دوم بهمن 1386 ساعت 12:28 | لینک ثابت |

سلام دوستان ایام محرم رو تسلیت عرض میکنم بعد از مدتی

یه اپ کوتاه کردم امیدوارم خوشتون بیاد ایشالله تا اپ های بعدی

نظر یادتون نره

 

با حضور رييس سازمان صدا و سيما

اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس سريال "ساعت شني" را نقد كردند

حجت‌الاسلام سيد محمدرضا ميرتاج‌الديني با اعلام اين خبر به خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به حضور عزت‌الله ضرغامي ـ رييس سازمان صدا و سيما ـ،‌ دارابي ـ معاون پارلماني سازمان صدا و سيما ـ، رييس شبكه‌ي دو و بهرام بهراميان ـ كارگردان سريال "ساعت شني" ـ در جلسه‌ي كميسيون متبوعش اشاره كرد و گفت: در اين جلسه تعدادي از نمايندگان در مورد همه‌ي برنامه‌هاي صدا و سيما نكات مثبت و در عين‌حال نقد خود را مطرح كردند.

وي با بيان اين‌كه يكي از بحث‌هاي مطرح در اين جلسه موضوع سريال "ساعت شني" بود، افزود: عموما اعضاي كميسيون از تلاش گسترده‌ي صدا و سيما تشكر كردند و در عين‌حال خاطرنشان كردند كه با توجه به اين‌كه صدا و سيما دانشگاهي عمومي است و سريال‌ها و فيلم‌ها از سوي اين سازمان به توليدكنندگان سفارش مي‌شود، بنابراين بايد توليدات اين سازمان كم عيب و بي‌عيب باشد و نظارت كامل بر آن‌ها، قبل از تهيه‌ي فيلم‌نامه و بعد از توليد صورت گيرد و كارشناسان مختلف مذهبي، اجتماعي، روانشناسي و . . . آن‌ها را همراهي كنند.

به گفته‌ي وي، اعضاي اين كميسيون اين انتقاد را مطرح كردند كه گاهي صدا و سيما افرادي را براي ميزگردها دعوت مي‌كند كه ديدگاه‌هاي م